می تونه هر چیزی باشه؟!..... نه؟...
نمی خواستم برم رفتم پشیمونم اگه رفتم دارم می میرم از عشقت من از عشق تو سر رفتم نمی تونم که برگردم نفهمیدم چی پیش اومد که قرمز بودو رد کردم هوا هروقت که بارونیست تو فکر من چراغونیست پرم از خاطرات تو همونایست که می دونی مگه یادم میره یک دم تا هروقتی که من زنده ام تو بانی غزل شعری هم الان هم در آینده ام دلم میخواد بیام پیشت بزارم سر روی دوشت بگم می میرم از عشقت برم گم شم تو آغوشت من و تو زیر بارون بود به جون هم قسم خوردیم تو چشم هم نگاه کردیم نگاه کردیم از عشق مردیم هنوزم عاشق عشقم نمیشی تو فراموشم تو آتیش بازی عشقی تو این احساس خاموشم چه خوب می شد بیای پیشم بیای عطری شه آغوشم تو جون و زندگیم هستی من از عشق تو می نوشم * عزیزترینم تولدت مبارک
اما خدایی کمرم پیاده شد! آغوشی با اینکه وسیله خوبیه اما به کمر فشار می یاره رسیدم خونه له له بودم از راه نرسیده نازگل خوابش میاومد و گشنه بود خوابوندمش و شیرش رو دادم حالا هم اینجام.. فردا می خوام برم آرایشگاه واسه موهام و یه هایلایت عسلی خوشکل بکنم عصرش هم خونه مادر همسرجان سفره امام حسن هست و می رم اونجا.. هفته آینده حسابی سرم شلوغه یکشنبه مهمونی دعوتم چهارشنبه عروسی داریم پنجشنبه هم پاتختیه .. راستی تولد همسرجان هم هست کادو براش نخریدم! چی بخرم؟ ادکلن خیلی دوست داره اما خیلی گرون شده ولنتاین براش 100 تومان دادم ادکلن خریدم الان این همه پول ندارم .. گوشی موبایلش خراب شده که اونم یه 2 میلیونی بودجه می خواد.. نمیدونم خودمم موندم.. راستی نازگل ششمین و هفتمین دندونش هم جوانه زده کلی ذوق کردم.. کار جدیدش هم اینه که از حالت چهاردست و پا برمی گرده و میشینه خیلی با نمک این کار و می کنه به حدی بامزه میشه که دلم می خواد درسته بخورمش.. کی فکرش ومی کرد یه بچه بتونه اینقدر دنیای ما رو تغییر بده؟! اینقدر شیرینه که قابل وصف نیست!
شیرین جان ، آرزو عزیز ممنونم ازتون! اعتراف می کنم که اصلا فکرش رو نمی کردم که نوشته هام رو دوست داشته باشید و تا این حد تونسته باشم باهاتون ارتباط برقرار کنم.. خوشحالم کردید و نظراتتون بهم انگیزه می ده تا بنویسم.. این روزا یه روزهای خاصی هستن! یه جورایی متفاوتن کلی مناسبت توی خرداد ماه داریم که باید براشون حاضر بشم عروسی پسردایی ام اول خرداد تولد همسر جان اول خرداد تولد نازگل 16 خرداد عروسی دختر دایی ام 28 خرداد زایمان دختر خاله ام آخرای خرداد و عمل ای وی اف دوستم خیلی درگیرم هفته قبل به اصرار زیاد همسر جان یه سفربه شاهرود داشتیم و من با اینکه زیاد موافق نبودم اما راضی شدم برم.. بدک نبود اما هنوز خاطره تلخ آخرین سفرم به شاهرود کمابیش تو ذهنمه.. گرچه خودمون هم بی تقصیر نبودیم.. علاوه بر این درگیر سمینار و سی دی هم هستم سمینار شخصیت آهنین معظمی رو با دوستم رفتیم و به شدت مفید بود برام.. سی دی سرطان روح محمود معظمی رو دیدم و به طرز معجزه آسایی کمکم کرد مطالبش واقعا برام مفید بود بعدا مفصل در موردش می نویسم.. می خواستم واسه عروسی لباس بدم به خیاط که نشد و خریدم از مضرات چاقی اینه که لباس سایز بزرگ نیست و اگرم باشه قیمتش بالاس! یه دست کت و دامن خریدم شد 450 تومان!!!! راستی پیش دکتر معتمدی هم رفتم واسه ویزیت و یک سری از داروهام رو عوض کرد.. خدا رو شکر خوبم و درگیر! و خوشحالم که باردار نیستم و دخترم تو بغلمه.. از خدا می خوام تو این خرداد ماه که ماه برکت و شادیه خبرخوش اومدن پدرم هم برسه ! می دونم خیلی پراکنده نوشتم نازگل خوابه و هر آن ممکنه بیدار بشه.. رژیم فعلا ندارم! تم تولد نازگل کفشدوزکی شد! واسه تولدش موندم کی وقت آتلیه بگیرم! باید فایل های تمش رو چاپ کنم.. کیکش رو سفارش بدم.. می خوام برم موهام رو هایلایت عسلی کنم.. فقط یه جا می لنگه! اونم سایزمه.. واقعا باید براش یه کاری بکنم.. می گم کالری شماری خوبه؟ یکی بیاد کمکم کنه.. ای بی معرفت هاااااااااااا * دریافت رژیم آنلاین http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=181513 * صبحانه: 2 تکه نان 30 گرمی یا
حدود 2 کف دست نان بدون در نظر گرفتن انگشتان. نان سنگک انتخاب خوبی است.
اگر نان لواش بود میتوانید 8 کف دست بدون انگشتان از آن را بخورید + یک
لیوان عدسی تهیه شده با پیازداغ خیلی کم روغن + چای با یک خرما میانوعده ساعت 10: یک لیوان شیرهویج تهیه شده از نصف لیوان شیر و نصف لیوان آب هویج بدون شکر ناهار:
18 قاشق غذاخوری سرصاف پلو که بدون روغن دم شده و خودتان به اندازهی یک
قاشق مرباخوری روی آن روغن مایع ریخته اید + سه چهارم سینه مرغ پخته یا یک
ران کامل کوچک + یک کاسه ماست کمچرب + یک کاسهی بزرگ سالاد بدون سس با
آبلیمو یا سرکه همراه با یک قاشق مرباخوری روغن زیتون عصرانه ساعت 4:
دو عدد میوهی متوسط مانند گلابی یا هلو یا یک برش هندوانه و یا یک عدد پرتقال + 1 عدد بیسکویت + یک عدد بستنی لیوانی ساده شام:
2
تکه نان 30 گرمی یا حدود 2 کف دست نان بدون در نظر گرفتن انگشتان. برای
انتخاب نان بهتر است از نان های سبوس دار مانند سنگک استفاده نمایید.+ به
اندازهی نصف لیوان کشک بادمجانی که با روغن خیلی کم تهیه شده + یک
پیشدستی سبزی خوردن + یک لیوان دوغ من تو هفته قبل سه روزه یک کیلو کم کردم اما جمعه که رفتیم باغ کرج همش پریددد! بازم مثل همیشه نیمه کاره رهاکردم و ادامه ندادم.. چی بگم.. اشکال نداره از نو می سازمش .. از نو شروع می کنم مرگ که نیست درد بی درمون باشه یه عادته بده که باید ترکش کنم.. واقعا نیاز دارم تا برم ورزش هم برای روحیه ام خوبه و هم انگیزه زحمت که بکشم اینقدر راحت بی خیالش نمی شم.. جمعه خانوادگی رفتیم باغ کرج خیلی خوش گذشت و حسابی از هوای خنک و تازه لذت بردیم اما از فرداش 5 نفر سرماخورده موند رو دستمون! نازگل هم کمی حالت سرماخوردگی داشت نگران بودم و امروز می خواستم ببرمش دکتر اما خدا رو شکر بهتره ایشالا که فردا خوبه خوب شده باشه.. هنوز تو انتخاب تم تولد نازگل موندم بین کفشدوزک و مینی موس.. این همه فکر روی تم تولد عجیبه!! خودمم موندم ولی واقعا واسه تولد نازگل ذوق دارم خیلیییی زیاد.. دلم می خواد باشکوه و شیک باشه و به همه خوش بگذره می خوام گیفت به مهمون ها عکس نازگل رو بدم.. احتمالا واسه عکس هم روز عروسی پسر دایی ام می رم همش احتماله وممکنه نظرم عوض بشه.. واسه عروسی لباس نداشتم و همه لباس هامبرام تنگ شدن اونم از قسمت شکم!! مجبور شدم بدم خیاط بدوزه خدا کنه خوب بشه.. کاش میشد لاغربشم! کاش پای حرفم می موندنم... کاش جدی می گرفتم.. کاش سایزم 38 می شد به جای 50!!!! کاش .. کاش.. یعنی میشه؟ * آرزو جان ازت ممنونم وزن : 85.9 وزن هدف 1 : 85.9 رسیدم! خدا رو شکر علارغم ناپرهیزی های دیروزم وزنم کم شده بود و کلی حالم عوض شد.. هنوز به هدف ورزشی ام نرسیدم.. صبح ها که درگیرصبحانه و ناهار خودم و نازگلم بعدش بازی و خوابوندنش عصرها هم خسته از تلاش صبح حوصله ندارم پیاده روی کنم.. دیروز از یکی شنیدم تخم کتان خوردنش باعث لاغری میشه کسی تجربه اش رو داره؟.. و اما دیروز که اولین روز مادر من بود اولین سالی که هم زن بودم و هم مادر اما خیلی بی حوصله بودم و اصلا رو مود نبودم.. سال قبلش بارداربودم و وقتی رفتم واسه مادر همسر کادو بگیرم توی مغازه گوشی موبایلم و دزدیدن! و به شدت حالم گرفته شد.. اما دیروز بی حوصله بودم.. صبحش با برادرم رفتیم نمایندگی تیسوت و واسه مامان ساعت خریدیم چیزیکه مدت ها بود لازمش داشت و خدا رو شکر خیلی خوشش اومد شب هم واسه برادر دومی تولد گرفتیم که تولدش 12 اردیبهشته.. روزها دارن پشت سرهم می گذرن و داره کم کم میشه دوسال! دوسال از زمانی که بابا اینجا نیست.. خدا ازشون نگذره که ما دلمون به اسکایپ خوش بود که اونم بستن و الان یه چند وقته دیگه نمی تونیم همدیگه رو ببینیم.. اینقدر ناراحت می شم که قابل وصف نیست.. هفته قبل خبر آزاد شدن اون استاد دانشگاه شریف و برگشتنش خیلی خوشحالمون کرد و تا یه مدت تصویر دخترش موقع مصاحبه از ذهنم محو نمی شد! دلم میخواست برم و بهش بگم منم باهات همدردم! منم دردت و با تک تک اعضای وجودم حس می کنم خوش به حالت که بعد از 16 ماه پدرت برگشت! خوش به حالت.. ما که هنوز منتظر یه جوابیم.. آره یا نه..
من از عهد آدم تو را دوست دارم چه شبها من و آسمان تا دم صبح نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی سلامی صمیمیتر از غم ندیدم بیا تا صدا از دل سنگ خیزد جهان یک دهان شد همآواز با ما وزن : 86.1 وزن هدف 1 : 85.9 خدا رو شکر دیروز رو عالییی سپری کردم کمی ناپرهیزی داشتم اما قابلقبول بود و زیاد مهم نیست... دیشب طبق عادت این چند وقت شاممم رو نخوردم و خیلی هم اذیت نشدم ... امروز روز دومه و کمی سخت تره چون می رم خونه مامان ومعمولا اونجا که برم حساب کار از دستم خارج میشه.. حواسم جمع جمعه.. سعیم رومی کنم تا ورزش هم بکنم .. نازگل رو خوابوندم و کمی هم جمع وجور کردم هنوز واسه روز مادر چیزی نخریدیم.. می خوایم واسه مامان قاب عکس نقره بخریم اما نمی دونم چقدر میشه منتظرم تا برادم بیاد دنبالم و با هم بریم خرید.. اوایل خرداد عروسی پسردایی ام هست و من هنوز لباس ندارم! موندم چه کنم خیاز بدم یا بخرم؟. واسه خرید که مشکل زیاده اول از همه سایزمه که خیلی زیاد شده و سخت لباس پیدا می کنم .. بعدش هم هزینه اشه به نظرم نمی ارزه اینقدر هزینه کنم.. اما حالا ببینم چه می کنم.. * روز زن ومادر رو به تمام دوستان وبلاگی عزیزم تبریک می گم امیدوارم همیشه شاد و سلامت باشید :) وزن هدف تا دوشنبه هفته آینده : 85.9
بالاخره شروع شد! از امروز دوباره با برنامه ریزی شروع کردم .. دیشب در یک اقدام انتحاری یه برنامه ریزی کردم و جدول کشیدم و برنامه غذایی ام رو انتخاب کردم و از هیمن امروز صبحج مصمم و باارداه شروع کردم.. تا حالا که به برنامه غذایی ام پایبند بودم و خیلی عالی روزم رو شروع کردم.. در این تصمیم انتحاری دوستم و همایشی که شرکت توش کردم خیلی کمکم کرد.. به امید خدا می خوام این بار واسه همیشه از شر چاقی رها بشم و به هدفم برسم... پس بسم ا.. نکاتی که قراره رعایت کنم : 1- وزن کشی روزانه 2- روزی نیم ساعت پیاده روی و یا وزرش 3- عمل کردن به اصول سیبیتا ( کام + آب + سالاد ) 4- یاداشت نویسی 5- باور مثبت!! مسئله بعدی مدیریت مالی وثبت خرج و مخارج ماهیانه هست از دیشب اون رو هم شروع کردم بالاخره باید از یه جایی واسه جلوگیری از این همه ولخرجی شروع کرد! بعدا نوشت : روز اول داره با موفقیت تمام میشه گرچه پیاده روی نکردم اما روزه خوبی بود ! اینم یه سایت پر از ایده های زیبا http://ihedieh.com/home/?p=1241#more-1241
رو مود نیستم! سرحالم اما از لحاظ وزنی میزون نیستم حوصله رژیم و ترازو رو ندارم نمی دونم چرا اینقدر بی انگیزه شدم انگاری واسم مهم نیست .. داستانی دارم من با این وزنم .. یعنی واقعا خجالت نمی کشم؟ از این همه اضافه وزن؟ این همه چربی آویزون؟ این شکم ... چی بگم یعنی خجالت نمی کشم؟.. چرا اونوقت؟ :( * لینکهای خیلی مفید http://www.bartarinha.ir/fa/news/24793/%D8%B1%D8%A7%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%DA%A9%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%A8 http://www.bartarinha.ir/fa/news/26974/%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%B2%D8%AD%D9%85%D8%AA-%D9%84%D8%A7%D8%BA%D8%B1-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D8%AF http://www.bartarinha.ir/fa/news/41435/%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86-%D9%84%D8%A7%D8%BA%D8%B1-%D9%85%D9%8A%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D9%8A%D8%AF-%D8%A7%DA%AF%D8%B1- برای شروعی دوباره نیازمند اینم که فکرم رو جمع و جور کنم و درست تصمیم بگیرم.. اولین نکته ای که به ذهنم رسید جمع آوری وبسایت ها و نکات رژیمی مفیده هنوز این لینک ها رو مظالعه نکردم سر فرصت می خونمشون و اونهایی که مفیده رو جمع آوری می کنم اونهایی رو هم که غیرمفید باشن حذف می کنم خوشحال می شم تا دوستان هم در این زمینه با من همفکری کنن : http://www.shapersdiet.com http://drjavaherian.com/Default.aspx?tabid=240 http://www.forum.zibatan.ir/forum.php http://www.drzaker.com/weblog/ http://pcalborz.blogfa.com/tag/%D9%83%D8%A7%D9%87%D8%B4-%D9%88%D8%B2%D9%86 http://ravan12.blogfa.com/post-367.aspx http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=225993 http://www.niksalehi.com/pezeshki/view/161157.php http://rozanehonline.com/%D8%AA%D8%BA%D8%B0%D9%8A%D9%87-%D9%88-%D8%AA%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%85/%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%82%D9%88%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%84%D8%A7%D8%BA%D8%B1-%D8%B4%D8%AF%D9%86.html این پست به مرور تکمیل می شود http://rozanehonline.com/%D8%AA%D8%BA%D8%B0%D9%8A%D9%87-%D9%88-%D8%AA%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%85/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%A7-%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%B4%D8%A7%D9%BE%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%86-%D8%8C%D8%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86 * هنوز گیج گیجم! خدا رو شکر اوضاع روبراهه! بعد از طی کردن چند روز تعطیلی و تا حدودی تفریحات کمی حالم جا اومده اما کماکان بی خوابی اذیتم می کنه.. دارم واسه تولد نازگل حسابیبرنامه ریزیمی کنم در اولین اقدام اجرای زنده رو دعوت کردم!! روز تولد شد 16خرداد پنجشنبه شب 27 رجب که سالگرد عقد محضری من و همسر جان هم هست.. امروز اولین خرید های تولد رو انجام دادم لیوان یکبار مصرف با طرح کفشدوزک ، طروف برای دسر یک نفره و مخلفات بیسکوئیت با تم تولد.. می خوام تولدش رو با تم کفشدوزکی بگیرم و تمام غذاها و دسر رو خودم درست کنم.. به شدت ذوق زده هستم واقعا تجربه زیباییه اینکه واسه بچه ات برای اولین بار تولد بگیری این کار رو با جون و دل دارم براش انجام می دم.. تو کلیه مراحل برنامه ریزی و خرید ها خاله ف هم همراهی ام می کنه و هر دوتامون کلی کیف می کنیم.. یه چند روزی توی نت گشتم تا بتونم منوی عصرانه تولد رو تهیه کنم .. دستور بیسکوئیت رو هم توی نت پیدا کردم همچنین دسر و مقدمات پذیرایی رو.. خلاصه اینکه حسابی درگیرم.. و اما اوضاع رژیمی ام.. یه ده روزی میشه که تصمیم گرفتیم شام رو از برنامه غذایی مون حذف کنیم حتی خونه مامان اینا هم شام فقط سالاد می خوریم.. این بار همسر جان هم من رو همراهی میکنه و واقعا احساس خوبی دارم.. وزنم هم آروم آروم داره کم میشه.. ایشالا واسه تولد نازگل می خوام به وزن قبل از زایمانم رسیده باشم ! خزداد ماه امسال پر از اتفاقات بزرگه امیدوارم همگی شون به خوبی و خوشی ختم بشن..
صبحانه

میان وعده
![]()
ناهار

عصرانه
![]()
شام

قبل از خواب
ادامه مطلب
از حال تا آینده
خدا با توست در
همین نزدیکی.
پس خوشا به حالت که اشرف مخلوقاتی و خلیفه او بر زمین.
همواره
با خودت زمزمه کن خدا در همین نزدیکی است،
در همین نزدیکی
از آغاز عالم تو را دوست دارم
سرودیم نمنم، تو را دوست دارم
من ای حس مبهم تو را دوست دارم
به اندازهی غم تو را دوست دارم
بگوییم با هم: تو را دوست دارم
تو را دوست دارم، تو را دوست دارم


| Design By : Pars Skin |

